«سرمقاله» دنیای اقتصاد را بخوانید و بشنوید!
چگونه تورم ایجاد میکنیم؟
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ تورم بالا و ماندگار ریشه در سیاستگذاری دارد و علاوه بر کسری بودجه آشکار دولت، از مسیرهای پنهان نیز ایجاد میشود.
یکی از این مسیرها رشد نقدینگی ناشی از اعطای تسهیلات بانکی فراتر از رشد اقتصادی، به دلیل نرخ بهره پایین و مدارای نظارتی است که نوعی «دستور خرج» دولت محسوب میشود، بدون آنکه در بودجه منعکس شود.
مصداق مهم دیگر، قیمتگذاری دستوری کالاها و خدمات توسط دولت است؛ اقدامی که با هدف کنترل تورم انجام میشود، اما در عمل به تشدید و تداوم تورم میانجامد.
قیمتگذاری دستوری تلاشی برای مقابله با پدیدهای اقتصاد کلان (تورم) از طریق ابزارهای اقتصاد خرد است و علاوه بر سوءتخصیص منابع، موجب استمرار تورم بالا میشود.
مثال اصلی، قیمتگذاری خودرو است: اگر قیمت بازار یک میلیارد تومان باشد و دولت قیمت ۶۰۰ میلیون تومان تعیین کند، تفاوت ۴۰۰ میلیون تومانی نوعی رانت است.
حتی اگر خودرو به مصرفکننده واقعی برسد، این ۴۰۰ میلیون تومان معادل اعطای قدرت خرید از سوی دولت است که میتواند صرف خرید سایر کالاها شود و در نتیجه تقاضا افزایش مییابد؛ بنابراین این اقدام مصداق «تورم فشار تقاضا» است.
از سوی دیگر، فروش اجباری خودرو زیر قیمت بازار، زیان معادل ۴۰۰ میلیون تومان به ازای هر خودرو به تولیدکننده تحمیل میکند. این زیان، چه شرکت دولتی باشد و چه غیردولتی، از طریق اعطای تسهیلات بانکی ارزانقیمت و امهال مکرر آن جبران میشود.
اعطای تسهیلات باعث خلق نقدینگی میشود و امهال مداوم، مانع هدم نقدینگی است؛ در نتیجه رشد نقدینگی تشدید میشود. این فرآیند عملاً معادل تأمین کسری بودجه پنهان دولت از منابع بانکی است.
همین منطق در مورد سایر کالاهای قیمتگذاریشده مانند لوازم خانگی و مواد غذایی نیز صادق است. قیمتگذاری پایینتر از سطح تعادلی، موجب افزایش تقاضا، زیان تولیدکننده و اعطای امتیازات دولتی از جمله تسهیلات بانکی میشود که نهایتاً به رشد نقدینگی و تورم میانجامد.
بنابراین قیمتگذاری دستوری در ماهیت خود نوعی سیاست مالی پنهان است که با دستور خرج دولت، تقاضا را افزایش داده و از مسیر رشد نقدینگی، تورم ایجاد میکند.
این تحلیل به معنای نفی یارانههای هدفمند نیست، بلکه نشان میدهد قیمتگذاری دستوری چگونه برخلاف هدف اعلامی، به تورم بیشتر منجر میشود.