نکاتی درباره معناآفرینی در کسب و کار
قسمت چهلم و پایانی
معنا و رسالت اجتماعی مورد نظر شما باید دقیق باشد و در اثرات فعالیت شما در جهان ریشه داشته باشد. دلیل وجودی کسبوکار شما میتواند به سادگی ارائه یک محصول یا خدمت خوب به مشتریان متقاضی خرید باشد. اما اجازه دهید صادق باشیم: شما باید تمام تلاش خود را بکنید که اثرات منفی فعالیتهایتان را بر محیط جبران کنید و در تعامل با کارکنان، مشتریان، تامینکنندگان و سرمایهگذاران صداقت، شرافت و احترام را در نظر داشته باشید. با چنین تعهدی، تلاشهای شما مبتنی بر شالودهای محکم خواهد بود.
پیش از تغییر جهان، کسبوکار خود را تغییر دهید. اگر خواهان تبدیل جهان به مکانی بهتر هستید، این کار را باید از کسبوکار خود شروع کنید. با خود صادق باشید و ببینید که چه ارزشافزودهای میتوانید برای جهان به ارمغان بیاورید و چه محدودیتهایی در کار خود دارید. فارغ از آنکه ابتدا شرکت شما باید تبدیل به محیط کاری بهتر برای کارکنان شود، در تلاش برای تغییر جهان نمیتوانید آنقدر غرق شوید که خود را فراموش کنید.
به سیستمهایی که همه ما به آنها وابسته هستیم، احترام بگذارید. شرکت شما یک موجود مجزا، خوداتکا با آگاهی و برنامه اختصاصی نیست بلکه سیستم اجتماعی باز و به شدت پیچیدهای است که همزمان از سیستمهای کلانتر اجتماعی، سیاسی و زیستمحیطی اثر میپذیرد و بر آنها اثر میگذارد. به یاد داشته باشید که هر زمان به دنبال تغییر در یکی از این سیستمهای بیرونی به نفع خود باشید، پیامدهای ناخواستهای رخ خواهد داد؛ حتی زمانی که نیتی پاک و خالص داشته باشید.
شما نمیتوانید همه مردم را همزمان راضی نگه دارید. نمیتوان با تلاش برای مدیریت ریسکهایی که جنبه اجتماعی دارند، اعتماد ذینفعان را به دست آورد. در عین حال، تعهدات شما نامحدود نیستند. شغل شما این نیست که با عذرخواهی به هر تقاضای ذینفعان، انتقادات یا کمپینهای هشتگمحور پاسخ دهید. به طور دقیق بر اثرات خود بر جهان واقعی تمرکز کنید. اگر واقعا قصد انجام کاری را ندارید، فقط به دنبال راضی نگه داشتن سطحی و تغییر نظرات ذینفعان نباشید. شما با همکاری به دستاوردهایی بیش از رقابت میتوانید برسید. اصول اساسی را نادیده نگیرید. اطمینان از اینکه شرکت شما و کارکنانتان از قوانین تخطی نمیکنند، پیشنیاز حیاتی هر فعالیت اقتصادی است. با این حال، اشتباه است که الزامات قانونی را مانند قوانینی سیاه و سفید بپنداریم؛ همواره تناقضها و خلأهایی در قوانین دیده میشود که برایتان چالشبرانگیز خواهد شد.
به یاد داشته باشید که قوانین، یک گام عقبتر از تغییرات هنجارها هستند و نمیتوانند جدا از ریسک اجتماعی و سیاسی بررسی شوند. اثرات فعالیتهای شما بر انسانها، شالوده بسیاری از قوانین و مقررات مرتبط با پایداری اقتصادی است (بهویژه در اتحادیه اروپا). تعیین ارزشهای شرکت براساس حقوق بشر میتواند به نظمی مفهومی و پیشگیری از تخلف بینجامد. در دنیای جهانیشده و چندقطبی امروز، ارزشها و اصول کسبوکارها دائما محل اختلاف و بحث قرار میگیرند. در نظر گرفتن حقوق بشر، حلّال تمام چالشها و انتقادات از کسبوکار شما نخواهد بود اما دستکم مبتنی بر قوانین بینالمللی، تفکری وسیعتر، کارکرد دولت و احترام به حقوق و ارزشهای افراد هستند. تعهدی معنادار به حقوق بشر و عملکردی منسجم بر مبنای آن، بسیار قابل اتکاتر از شعار دادن و ادعای شرافت و طرفداری از حقوق ذینفعان است.
در دنیای مسوولیت اجتماعی سطحی، تمرکز عمیق کلید موفقیت شما است. بیشتر شرکتهای امروزی درباره مسوولیتهای اجتماعی خود در قبال جامعه و محیطزیست صحبت میکنند. اما عملکرد بیشتر آنها به زیبایی ادعاهایشان نیست و به نظر فقط قصد رفع تکلیف یا همراهی با جریان و قوانین دارند. در چنین فضایی، اگر تشخیص دهید که چه مسوولیت اجتماعی را به طور عمیق میتوانید بر عهده بگیرید (بهویژه مسوولیتهایی که مبتنی بر ارزشهای جمعی اعضای سازمان باشد)، میتوانید خود را از طیف مدعیان جدا سازید.
فرهنگ، منبعی از مزیت استراتژیک است. همزمان که ارزشها ناملموستر و مرزهای سازمانی محوتر میشوند، فرهنگ سازمانی نیز تحول مییابد. فرهنگ سازمانی بهرغم پویایی و ماهیت انسانی خود، با پژوهشهایی عمیق قابل مطالعه، اندازهگیری و بهبود است. به یاد داشته باشید که در جهان پر از تغییر امروز، هیچکس پاسخ همه چیز را نمیداند. در چنین محیطی، میل به یادگیری، کنجکاوی، فروتنی، آزمایشگری و جسارت شکست خوردن، ویژگیهایی هستند که فرهنگ سازمانی را غنی میکنند و آن را در مسیر موفقیت قرار میدهند.
برگرفته از کتاب: زمین مرتفع / نوشته آلیسون تیلور