درخواست نویسنده مطرح بریتانیایی از نظام آموزشی؛
اعاده حیثیت از ادبیات عامهپسند
او میگوید: «کاملا قابل فهم است که معلم زبان انگلیسی، که خودش سالها کتاب خوانده و تحصیلات دانشگاهی دارد، بخواهد شاهکارهای بزرگ ادبی را به شاگردانش معرفی کند. اما واقعیت این است که این آثار، برای بسیاری از بچهها بیش از حد سنگیناند.»
چایلد معتقد است این شکاف در عصر شبکههای اجتماعی عمیقتر هم شده است: «جهان امروز تکهتکه، فوری و نفسگیر است. سوال این است که در چنین شرایطی، چه زمانی برای نشستن و خواندن یک کتاب باقی میماند؟»
از نگاه او، راهحل در تغییر نقطه شروع است، نه در حذف ادبیات جدی. «باید سراغ هر چیزی رفت که خواننده را جذب میکند و او را به عادت خواندن میرساند. بعد، البته که میشود به آثار فاخر پرداخت؛ اما اشتباه این است که از همان ابتدا با آنها شروع کنیم.»
این سخنان در جریان حضور چایلد در زندان اچامپی دانکاستر (HMP Doncaster)، یک زندان رده B، بیان شد؛ جایی که او جلسات خواندن و نوشتن با زندانیان برگزار میکند. طرحی که به گفته خودش امیدوار است به برنامهای فراگیر در سطح ملی تبدیل شود. به روایت او، بسیاری از شرکتکنندگان، در دوران مدرسه به دلیل مواجهه زودهنگام با متون سنگین، از کتاب فاصله گرفته بودند.
چایلد که برای سومین بار به این زندان رفته بود، از فضای جلسات میگوید؛ جایی که زندانیان با تمرکز گوش میدادند، مینوشتند و بازخورد مستقیم دریافت میکردند. توصیه اصلیاش به آنها ساده بود: درباره خودتان بنویسید. «کتابهای من ظاهرا درباره جک ریچر است، اما در واقع درباره خودم است؛ درباره کسی که دوست دارم باشم و نوع زندگیای که آرزویش را دارم.»
به گفته او، بسیاری از زندانیان در نظام آموزشی رسمی، «زیر فشار آثار بزرگ ادبی جا ماندهاند»، اما همین افراد در فضایی امن و غیرقضاوتگر، دوباره با نوشتن و خواندن ارتباط برقرار میکنند. نتیجه، بهزعم چایلد، فقط یادگیری نیست، بلکه تغییر فضاست: «وقتی آدمها مشغول خواندن یا نوشتناند، فضا آرامتر میشود. تنش کمتر است و روز برای همه قابلتحملتر میگذرد.»
چایلد باور دارد ارتقای سواد خواندن میتواند مستقیما به کاهش بازگشت به جرم کمک کند. «در نهایت، همه یک چیز میخواهند: جامعهای امنتر. جرم کمتر و امنیت بیشتر. سوال اصلی از همینجا شروع شد؛ اینکه چطور میشود به این هدف رسید.»
او که پس از انتخاب دوباره دونالد ترامپ از آمریکا به بریتانیا بازگشته، تاکید میکند این پروژه ربطی به «نرمدلی» یا نگاه احساساتی به جرم ندارد. «من آدم احساساتی نیستم؛ آدمی عملگرا هستم و این کار هم کاملا عملی است.» در میان شرکتکنندگان، جان باتلر میگوید این جلسات او را دوباره به نوشتن کشانده است؛ فرصتی که به گفته خودش در جوانی و به دلیل شکست در مدرسه هرگز نداشته. «وقتی یاد نمیگرفتم، دردسر شروع میشد.»
این طرح با همکاری پل دیویس، نماینده حزب کارگر از حوزه کولن ولی (Colne Valley)، شکل گرفته و مستقیما به جیمز تیمپسون، وزیر امور زندانها، ارائه شده است. تاکنون این گروه به پنج زندان سر زدهاند و برنامه این است که دستکم به ۲۰ زندان گسترش یابد و سپس به الگویی منطقهای تبدیل شود. دیویس میگوید حضور نویسندگانی مانند چایلد نقشی «کاتالیزوری» دارد: «او الهامبخش است و میتواند دیگران را هم وارد این مسیر کند.»
در یکی از این جلسات، جیک ریچاردز، وزیر دادگستری، با مسوولیت امور صدور احکام، نیز حضور داشت. او یادآور شد که پشت هر عدد در آمارهای زندان، انسانی با داستان و آسیبپذیریهای واقعی وجود دارد و افزود: «چالش اصلی این است که کمک کنیم این افراد، هنگام بازگشت به جامعه، مهارت و اعتمادبهنفس کافی برای شروع دوباره داشته باشند؛ کاری که هنوز راه زیادی تا تحقق کامل آن باقی مانده است.»