نگاه دیگران/ بخش بخش شصتم؛
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
بهطور خلاصه، یورو و یوآن ارزهای ذخیره فرعی خواهند بود؛ درحالیکه دلار جایگاه خود را بهعنوان ارز ذخیره اصلی حفظ خواهد کرد. یورو و رنمینبی میتوانند در درجه اول بهعنوان لنگرهای منطقهای به ترتیب در اروپا و آسیا، جایی که تجارت شرکتهای اروپایی و چینی متمرکز است، عمل کنند؛ درحالیکه برخی از پیشبینیهای جهانی را حفظ میکنند؛ زیرا سرمایهگذاران بینالمللی سعی میکنند ذخایر خود را از دلار بهعنوان لنگر جهانی متنوع سازند.
مشارکت عمیقتر در سیستم مالی جهانی، منبع پاسخگویی برای سیاستگذاران چین خواهد بود و اصلاحطلبترین صداها را در میان نخبگان حاکم تقویت میکند و پکن را به نظم لیبرال جهانی متصل نگه میدارد. تقویت بینالمللیسازی یوآن فرصتی برای «اصلاحات مخفیانه» فراهم میکند. حتی اگر رهبران چین در مورد نقش بینالمللیای که ارز این کشور باید ایفا کند، اختلافنظر داشته باشند، بینالمللیسازی آن بهانه مناسبی برای آنها فراهم میکند تا آزادسازی مالی و اصلاحات بازار را دنبال کنند. برای مثال، «بانک خلق چین» میتواند برای نرخ ارز انعطافپذیرتر تلاش کند، بدون اینکه به نظر برسد که تسلیم فشار ایالات متحده شده است. علاوه بر این، جریانهای مالی بینالمللی کاتالیزور مهمی برای تحولات داخلی بیشتر در ساختارهای حاکمیت شرکتی، نظارت مالی و تخصیص اعتبار هستند. اقتصاد چین به نوبه خود، به لنگرگاه پایدارتری برای اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد. دو دهه پیش، زمانی که نخستوزیر «ژو رونگجی» از الحاق به سازمان تجارت جهانی برای پیشبرد اصلاحات ساختاری ضروری اما از نظر سیاسی دشوار استفاده کرد، از یک ترفند مشابه استفاده شد. از این منظر، بینالمللی شدن یوآن بهخودیخود به یک وسیله تبدیل میشود تا یک هدف.
اگر ایالات متحده در زمانی که هنوز میتواند شرایط خود را دیکته کند، با صعود تدریجی رنمینبی کنار نیاید، خطر این است که چین بلوک ارزی خود را بسازد؛ بلوکی متشکل از رژیمهای اقتدارگرا و ضد غرب. در حال حاضر گامهای کوچکی بهسوی این سناریوی انشعاب پولی برداشته شده است. از زمان حمله تمامعیار به اوکراین و در پاسخ به تحریمهای مالی غرب، روسیه به دنبال افزایش استفاده از یوآن برای تسویه معاملات تجاری خود با چین بوده و سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی پکن را برای تجارت نفت، با دور زدن سوئیفت، اتخاذ کرده است. به همین ترتیب، اندونزی، ایران و ونزوئلا [تا پیش از فروپاشی رژیم مادورو] در حال حاضر برخی از معاملات نفتی خود با چین را با یوآن تسویه میکنند. چین و عربستان سعودی نیز در حال مذاکراتی فعال برای قیمتگذاری برخی از معاملات مرتبط با نفت خود با یوآن بودند.
اما یک سیستم پولی بینالمللی چندپاره، با دو تکیهگاه مجزا که به روشهای مختلفی عمل میکنند و بهسختی با هم همپوشانی دارند، منبع بیثباتی مالی و ژئوپلیتیک در سطح جهانی خواهد بود. تا زمانی که این دو بلوک تا حدودی از نظر تجاری یکپارچه باقی بمانند، در برابر شوکهای کلان اقتصادی مشترک آسیبپذیر خواهند بود؛ اما هر یک باید بهصورت جداگانه با آن برخورد کند، حتی زمانی که همکاری بینالمللی بهشدت مورد نیاز باشد. با گذشت زمان، یک سیستم پولی چندپاره میتواند آنقدر دستوپاگیر شود که تجارت در هر دو بلوک را برای شرکتها و مصرفکنندگان غیرممکن کند و این دو را از یکدیگر بیشتر جدا کند و اتکای بیشتر به یک منطقه جغرافیایی محدودتر ممکن است آسیبپذیری در برابر شوکهای خاص کشور را افزایش دهد.