بازگشت هیولای داعش
این تحولات نشانگر تغییر در رویکرد واشنگتن است که تا پیش از تصرف دمشق توسط جبهه النصره، از نیروهای دموکراتیک سوریه - که مرکب از کردها، اعراب و اقلیتهای دینی است- حمایت میکرد. ترکیه حامی حکومت الشرع در دمشق است. ناظران میگویند حمایت مالی و سیاسی ترکیه از حکومت مرکزی دمشق با هدف سرنگونی زوژآوا صورت گرفته و ادامه یافته است.
به گفته یک تحلیلگر غربی، داعش محصول سیاستهای مداخلهگرایانه آمریکا و غرب در خاورمیانه است؛ سیاستهایی که با فروپاشی نظم سیاسی موجود، بدون ایجاد بدیل دموکراتیک، شرایط لازم برای رشد افراطگرایی خشونتآمیز را فراهم کردند و ترکیه نیز این تهدید را به فرصتی برای سرکوب کردها تبدیل کرده است.
هستههای اولیه داعش از دل بلوای بنیادگراهای اهل سنت در جریان جنگ عراق (۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱) شکل گرفت؛ بلوایی که بهتدریج ابعاد فرقهای پیدا کرد. این گروه خشن در ابتدا شاخهای از القاعده بود، اما در سال ۲۰۱۳ از آن سازمان تروریستی جدا شد.همزمان، خلأ قدرت در سوریه در میانه جنگ داخلی این کشور (از ۲۰۱۱ به بعد) به این گروه اجازه داد تا به بخشهای شرقی سوریه گسترش یابد. داعش پس از تصرف زودهنگام نفاطی از عراق و سوریه در ژوئن ۲۰۱۴، رسما اعلام«خلافت» کرد که رهبری آن را ابوبکر البغدادی برعهده داشت.
جنگ داخلی سوریه که در اوایل سال ۲۰۱۱ بهصورت قیامی علیه حکومت بشار اسد آغاز شد، فرصتهای تازهای برای القاعده و داعش فراهم کرد؛ چرا که نیروهای آنها میتوانستند بهراحتی از عراق وارد شرق سوریه شوند. در اواخر سال ۲۰۱۲، گروههای شورشی عمدتا سکولار که ستون فقرات اپوزیسیون مسلح را تشکیل میدادند، در اثر درگیریهای داخلی و فقدان تجهیزات لازم جنگی تضعیف شدند و نیروهای اسلامگرا نقش پررنگتری یافتند.
این نیروها شامل «جبهه اسلامی»، ائتلافی از گروههای شورشی اسلامگرای محلی؛ «جبهه النصره»، شبکهای همسو با هسته مرکزی القاعده به رهبری ایمن الظواهری؛ و نیروهای وفادار به ابوبکر البغدادی بودند. در آوریل ۲۰۱۳، بغدادی قصد خود را برای ادغام نیروهایش در عراق و سوریه با جبهه النصره تحت نام «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) اعلام کرد. جبهه النصره این ادغام را رد کرد؛ شکافی که این دو گروه را به رقیب یکدیگر، بهویژه در جذب نیرو، تبدیل کرد و سرانجام به درگیریهای آشکار انجامید. جبهه النصره بعدها به هسته اصلی «هیئت تحریر الشام» تبدیل شد که در سال ۲۰۲۴ دولت بشار اسد را سرنگون کرد.
داعش بهسرعت منطقهای با حاکمیت انحصاری در بخشهای شرقی سوریه که از کنترل دولت خارج شده بودند، ایجاد کرد و به قتل و کشتن مخالفان از جمله مردم شنگال و اقلیت ایزدی دست زد. همچنین زیرساختهای حیاتی در شرق سوریه، از جمله پالایشگاههای نفت را تصرف کرد و از طریق فروش نفت در بازار سیاه به درآمدهای کلان دست یافت. محمد محمود ولد محمدو، تاریخنگار سیاسی اهل موریتانی و دانش آموخته دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۷کتاب «نظریهای درباره داعش» (A Theory of ISIS) را منتشر کرد.
ولد محمدو در این کتاب استدلال میکند که «دولت اسلامی داعش» شکلی بدیع و ترکیبی از خشونت سیاسی را نمایندگی میکند که عناصر پسااستعمارگرایی، پسامدرنیته و پساجهانیشدن را در هم میآمیزد و از این طریق بر سیاست و امنیت داخلی، منطقهای و مقولات جهانی تاثیر میگذارد. این اثر نخستین تلاش دانشگاهی برای مفهومپردازی گروه بنیادگرای دولت اسلامی بهشمار میرود. به نوشته ولد محمدو این نوع خشونتِ پسامدرن بیش از آنکه از میدانهای سنت و افراطگرایی دینی افغانستان، عراق و سوریه نشات گرفته باشد، در کلانشهرهای غربی ریشه دوانده است. این اثر جایگاه دولت اسلامی را در تاریخ و سیاست بینالملل معاصر بررسی میکند و ادبیات مسلط موجود درباره این گروه - و بهطور کلی درباره اسلامگرایی رادیکال - را به دلیل فقدان زمینهمندی تاریخی و مفهومپردازی تاریخی به نقد میکشد.