گرچه در اقتصاد متعارف، تورم پدیدهای اقتصادی است که از بیانضباطی مالی دولت یا خلق نقدینگی ناشی میشود، اما نگاهی دقیقتر، از زورآزمایی اجتماعی و ارتباط آن به توازن قدرت پرده برمیدارد. بر این اساس، تورم همواره بازتوزیعگر است و برندگان و بازندگان خود را دارد.
نسبت ثروت دهک بالا به نیمه پایین هرم در برخی مناطق از ۵۲۰ برابر عبور کرد؛
چهار دهه رشد اقتصادی در جهان برندگان محدودی داشته است. درآمد قشر ضعیف و ثروتمند با سرعت قابل قبولی افزایش یافته است. در مقابل، طبقه متوسط جهانی در میانه هرم، سهم ناچیزی از ثمرات رشد برده و بهطور میانگین افزایش یکدرصدی درآمد در سال را تجربه کرده است.
پیچیدگی مقررات، سیاستهای سختگیرانه ارزی و تعدد بخشنامهها، تجارت رسمی را زمانبر و پرریسک کرده است. این شرایط موجب شده بخشی از تجار به مسیرهای غیررسمی گرایش پیدا کنند. کارشناسان معتقدند بازنگری در سیاستگذاری و اعتماد به بخش خصوصی، شرط بهبود وضعیت تجارت خارجی است.
سهم گاز در تولید برق به بیشترین مقدار خود در سالهای اخیر رسید
درحالیکه کشورهای همسایه به سوی انرژیهای تجدیدپذیر میروند، وابستگی ایران به گاز در تولید برق بیشتر شده است. تولید برق تجدیدپذیر، بهویژه برق آبی، در بهار سال جاری تحتتاثیر خشکسالی گسترده، ۵۷درصد کاهش یافته است. کارشناسان توسعه انرژی خورشیدی را راهحل فوری افزایش تولید میدانند؛ اما قیمتگذاری برق مانع جذب سرمایهگذاران به این حوزه شده است.
رفتارشناسی بازیگران بازار سرمایه نشان میدهد که هیجان، طمع و ترس از جا ماندن، بیش از تحلیل بر تصمیمات آنان سایه انداخته است. در اقتصادی با تورم مزمن، ذهن انسان بهجای منطق به احساسات متوسل میشود و به این ترتیب موجهای هیجانی خرید و فروش شکل میگیرد که چارهای جز آموزش مبانی مالی و انضباط ذهنی ندارد.