گرچه در اقتصاد متعارف، تورم پدیدهای اقتصادی است که از بیانضباطی مالی دولت یا خلق نقدینگی ناشی میشود، اما نگاهی دقیقتر، از زورآزمایی اجتماعی و ارتباط آن به توازن قدرت پرده برمیدارد. بر این اساس، تورم همواره بازتوزیعگر است و برندگان و بازندگان خود را دارد.
کتاب (اقتصاد ایران و نهادها) به بررسی این موضوع میپردازد که چرا در زمان صفوی با وجود رشد در تجارت با بخشهای دیگر دنیا و قدرتمند بودن کشور، انقلاب صنعتی و توسعه در ایران اتفاق نیفتاد و فاصله ایران با کشورهای در حال توسعه آن روز شروع به بیشتر شدن کرد. این کتاب به دنبال آن است که از رهیافت نهادی به…
فرض کنید نظریه زیر را درباره توسعه اقتصادی مطرح کنم: ریشه اصلی توسعه اقتصادی، ظرفیت اجتماعی است. جوامع بسیار توسعهیافته، از ظرفیت اجتماعی عظیمی برخوردارند که شواهد آن را میتوان در دستاوردهای بیشمارشان دید. جوامع عقبمانده فاقد ظرفیت اجتماعیاند و این امر در مشکلات فراوان آنها آشکار است. احتمالا چندان تحتتاثیر قرار نمیگیرید. در نگاه نخست، این نظریهای دوری و بیحاصل به نظر میرسد که چیزی را توضیح نمیدهد: چرا اوضاع در کشور «الف» اینقدر خوب است؟ چون ظرفیت اجتماعی بالایی دارد. از کجا میدانیم ظرفیت اجتماعی بالایی دارد؟ چون اوضاعش اینقدر خوب است!
آلودگی هوا به عنوان یکی از پیچیدهترین و فراگیرترین چالشهای عصر صنعتی، سلامتی انسان، تعادل اکوسیستمها و ثبات اقتصادی جوامع را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است. این پدیده که حاصل انتشار مجموعهای از ذرات مضر و گازهای سمی در لایههای پایینی جو است، مرزهای جغرافیایی و سیاسی را درنوردیده و به مشکلی جهانی بدل گشته است. از کلانشهرهای پرجمعیت گرفته تا مناطق صنعتی، همگی به درجات مختلف با پیامدهای این معضل دست به گریبانند. تهران این روزها در چنبره یکی از سختترین موجهای آلودگی هوا گرفتار شده است. دو عامل کلیدی، این بحران را تشدید کردهاند: انباشت آلایندههای سمی ناشی از خودروها و صنایع، و پدیده وارونگی دما که به دلیل سکون هوا و نبود بارش رخ داده است. در شرایط عادی، باران، طبیعتا هوا را میشوید و پاک میکند؛ اما غیبت این نگهبان طبیعی، آلودگی را در آسمان شهر حبس کرده است.
در نگاه نخست، جدول «سایر الزامات منابع» ممکن است مجموعهای پراکنده از ارقام کوچک و بندهای کم سروصدا به نظر برسد؛ نه خبری از منابع عظیم نفتی است، نه اصلاحات پرهیاهوی مالیاتی و نه شوکهای قیمتی آشکار در حوزه انرژی. اما دقیقا همین بیسروصدایی، کلید فهم منطق این جدول است. این بخش از بودجه برای «پول درآوردن» طراحی نشده، بلکه برای مدیریت ریسک، بستن منفذها و مهار هزینههای پنهان شکل گرفته است. دولت در اینجا به دنبال منابع بزرگ نیست؛ میکوشد جلوی نشتهای کوچک، اما مزمن را بگیرد، بیآنکه وارد منازعات اجتماعی پرریسک شود.